قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2216

تاريخ الفي ( فارسى )

عظيم دانسته خود بر فيل سوار شده با جمعى كثير از دلاوران لشكر خود ، اختيار فرموده ايلغار نمود كه طغرل بيگ را غافل يافته گوشمالى بر اصل دهد . امّا چون بخت طغرل بيگ بيدار بود سلطان در وقت صبح كه به طوس رسيد در پشت فيل به خواب رفت و هيچ‌يك از خواص و خدم از بيم خشم سلطان مسعود ، او را به بىخوابى آشفته نگردانيدند . اتّفاقا ، هنوز سلطان در خواب بود كه خبر رسيد كه چغرى بيگ از مرو آمده به برادر خود طغرل بيگ پيوست و سلطان مسعود چون از خواب بىهنگام به هوش آمد حقيقت حال به عرض او رسانيدند دانست كه سعى او بىفايده بود ، ناچار بازگشته به اردوى خود پيوست . روز ديگر ، فريقين صفوف آراسته متوجّه حرب شدند و نايرهء قتال و جدال آنچنان اشتعال يافت كه از شراره‌هاى تيغ مبارزان مرغ در هوا مىسوخت . امّا چون سلجوقيّه قبل از شروع در محاربه آبى كه ضرورى بود برداشته چاههاى آن موضع را انباشته بودند ، در اثناى محاربه حرارت تشنگى بر غزنويّه استيلا يافت و چون آب به هيچ‌وجه پيدا نمىشد ، سپاه مسعود را از تشنگى جان به لب رسيده دست از محاربه بازداشتند و سلطان مسعود را در معركه گذاشته روى به گريز نهادند « 1 » . سلطان مسعود چون اين حال را ديد از روى اضطراب بر پشت پيلى كه از هيبت او زلزله در دل سنگ و لرزه بر اعضاى شتر و پلنگ مىافتاد سوار شده روى به گريز نهاد و جمعى از تركمانان او را تعاقب نمودند . سلطان مسعود هرچند گفت كه : صلاح شما در مراجعت است ، قبول نكردند . سلطان مسعود توقّف نمود تا اين جماعت به وى رسيدند . يكى از آنها قصد سلطان كرد . سلطان مسعود از روى جذبهء سلطنت و پادشاهى ، آنچنان گرز گران‌سر را كه در آن وقت غير از سلطان مسعود كسى نمىتوانست كشيد ، بر سر آن تركمان كوفت كه با اسبش به راه عدم رفت . ديگران چون اينچنين ضربدست از سلطان مسعود مشاهده كردند ، جان خود مفت دانسته روى به گريز نهادند . در اين وقت ، ركابدارى كه همراه سلطان مسعود بود ، گفت : كسى كه به يك اشارت گرز دمار از روزگار گردان تواند برآورد ؛ چرا گرد هزيمت بر چهرهء شجاعت اينچنين نشاند ؟ سلطان مسعود فرمود : راست مىگويى . امّا هرگاه كه اقبال مساعدت ننمايد و سعادت معاونت نكند ، همهء اسباب شوكت مانند خشت زدن در آب ، ضايع باشد و چون رگ گردن در پيرى بىحاصل نمايد .

--> ( 1 ) . اين واقعه در محلّى موسوم به « دندانقان » اتّفاق افتاد در تاريخ روز جمعه هشتم رمضان سال چهار صد و سى و يك هجرى . با پيروزى سلجوقيّان در اين محلّ و امن شدن نواحى شرقى ، ديگر ، راه تهاجم به مناطق غربى بر روى آنان گشوده گشت و جميع ايران و ماوراء النهر با سرعت تحت امر دولت سلجوقيان درآمد . بيهقى مورّخ بزرگ دورهء مسعودى خود در اين مصاف حضور داشته و وقايع را به رأى العين مشاهده كرده است .